تبليغاتX
دوزخ اما سرد

جنگل های شمال ایران

یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387
بنا به یک منبع موثق جنگلهای شمال ایران تنها جنگلهای باقیمانده پس از عصر یخبندان است. این لکه کوچک بر روی کره زمین مورد بحث بسیاری از کارشناسان دنیاست. قدمت برخی از درختان آن به میلیونها سال پیش بر می گردد. این ثروت ملی متعلق به همه انسانهاست و ما به عنوان یک انسان مسئولیم تا در حفظ آن برای نسلهای بعد کوشا باشیم. استفاده صحیح و منطقی از چنین ارزشی وظیفه همگانی است. ولی متاسفانه به دلایل گوناگون، منابع طبیعی مورد بی مهری واقع شده و رو به نابودی می روند. اگر از گردنه حیران که نقطه آغازین جنگلهای شمال است عبور کرده باشید شاهد مناظر اسفناکی خواهید شد. یک عده به خاطر منافع شخصی و خوشگذرانی در این منطقه به ساخت و ساز پرداخته اند. آنها با قطع درختان و استقرار ویلاها بر روی زمینهایی که متعلق به همه ماست؛ مسلما حق الناس به گردن دارند و با دستان خود مناظر زیبای طبیعی را نابود می کنند. بخش دیگری از این گردنه زیبا را مشغول کشاورزی کرده اند، در حالیکه جاهای بسیاری مناسب اینکار وجود دارد. واقعا یک عده از فروش این زمینها چه مقصودی دارند؟! نابودی جنگل منجر به نابودی سایر اعضای اکوسیستم خواهد شد. حیوانات، پرندگان، حشرات و میلیونها موجود زنده دیگر از این فاجعه متاثر می شوند. در نهایت زندگی بشریت نیز در معرض تهدید است!

گردنه حیران

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت   توسط میترا  | 

آدما

یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387
آدما رو قلب هم پا می ذارن

آدما آدمو تنها می ذارن!

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت   توسط میترا  | 

رسم زمونه

یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387

امروز درختهای شهرمان جشن گرده افشانی گرفته بودند. همه شهر پر بود از دانه های گرده که با باد این طرف و آن طرف می رفتند. درختان در جشن بهاریشان شادمانه می رقصیدند.

اما...

اما آنها نمی دانستند که امروز سپیده به شادی آنها شاد نشد و در جشن آنها سهیم نبود. سپیده در سوگ فقدان پدرش ماتم زده بود. پدرش همه ی وابستگی اش بود.

او امروز حتی با دیدن همه ی دوستانش خوشحال نشد، بلکه با تک تک آنها گریست و غمش را با آنها شریک شد.

امروز روز ماتم بود و ما با دلی غمین و چشمانی اشکبار سپیده را با تنهائیش تنها گذاشتیم.

.

.

.

خدایش بیامرزد.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت   توسط میترا  |