تبليغاتX
دوزخ اما سرد - یک نفر هست

یک نفر هست

جمعه بیست و یکم دی 1386

 مهربانم، ای خوب!

یاد قلبت باشد؛ یک نفر هست که این جا

بین آدمهایی، که همه سرد و غریبند با تو

تک و تنها، به تو می اندیشد

و کمی،

دلش از دوری تو دلگیر است...

مهربانم، ای خوب!

یاد قلبت باشد؛ یک نفر هست که چشمش،

به رهت دوخته بر در مانده

و شب و روز دعایش این است؛

زیر این سقف بلند، هر کجایی هستی، به سلامت باشی

و دلت همواره، محو شادی و تبسم باشد...

مهربانم، ای خوب! یاد قلبت باشد؛

یک نفر هست که دنیایش را،

همه هستی و رویایش را،به شکوفایی احساس تو،

پیوند زده

و دلش می خواهد، لحظه ها را با تو، به خدا بسپارد...

مهربانم، ای خوب!

یک نفر هست که با تو

تک و تنها، با تو

پر اندیشه و شعر است و شعور!

پر احساس و خیال است و سرور!

مهربانم! این بار، یاد قلبت باشد؛

یک نفر هست که با تو، به خداوند جهان نزدیک است

و به یادت، هر صبح، گونه سبز اقاقی ها را

از ته قلب و دلش می بوسد

و دعا می کند این بار که تو

با دلی سبز و پر از آرامش، راهی خانه خورشید شوی

و پر از عاطفه و عشق و امید

به شب معجزه و آبی فردا برسی...

 

                                                                               مهین رضوانی فرد

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت   توسط میترا  |